header
متن مورد نظر

راه های تشخیص وقت افطار و رسوم افطاری

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

راه های تشخیص وقت افطار و رسوم افطاری

برای آگاهی از وقت شرعی غروب و فرا رسیدن افطار مانند سحر از روشهای گوناگونی استفاده می شود از جمله بانگ خروس، دیدن” ستاره ناهید” تشخیص ندادن رنگ کاهگل، نواختن نقاره، توپ در کردن، اذان مغرب، ساعت و تقویم و اعلام وقت توسط رادیو، اما علاوه بر موارد فوق در بعضی از شهرها و روستاها از روشهای دیگری هم برای آگاهی از وقت افطار استفاده  می کنند از جمله:

در لهران طالقان مردم می گویند: غروب آفتاب هنگامی که ” چوچک ” ها ( گنجشک ها) به پرواز در می آیند و از شاخه ای به شاخه دیگر می پرند و جیک جیک می کنند تقریباً یک ساعت به افطار مانده است.

در فرنق خمین وقتی آفتاب غروب می کند از سمت مشرق آسمان خطهای سرخی نمایان می شود که اهالی فرنق به آن خطهای سرخ” حمرا” می گویند. این حمراها یا خطهای سرخ به تدریج بالا می آیند تا زمانی که کاملاً محو و ناپدید می شوند. در این هنگام می گویند غروب شده و الان است که صدای اذان بلند شود.

در مشهد هم می گویند هنگام غروب هوا سرخ می شود و این سرخی از سمت مشرق به طرف مغرب حرکت می کند، وقتی انتهای سرخی از بالای سر بگذرد موقع اذان است و وقت افطار.

حال چنانچه هوا ابری باشد و خطوط سرخ دیده نشود آنقدر صبر می کنند تا هوا تاریک شود و مطمئن شوند غروب شده و وقت افطار رسیده است.

درباره سرخیها یا حمراهای کناره آسمان هم مردم فرنق خمین قصه و عقیده ای دارند که شنیدنی است (و می گویند: دورتادور زمین را کوه قاف فراگرفته و کوه قاف یکپارچه یاقوت سرخ است.)

همچنین اهالی فرنق گویند اسکندر ذوالقرنین که ( بنا به روایتی ) یکی از پیامبران بوده است در کشورگشایی از سمت آفتاب( مشرق)، با طایفه ای بزرگ به نام ” یأجوج و مأجوج”  که مردمانی وحشی و آدمخوار بودند روبرو شد. این مردم وحشی سالی دوبار بر مردمان متمدن آن عصر و زمان هجوم می بردند و هرچه بر سر راهشان قرار داشت نابود می کردند. اسکندر هم برای جلوگیری از هجوم این قوم وحشی سدی بزرگ از مس میان آنان و آدمیان متمدن بنا کرد. بنا به اعتقاد اهالی خمین از آن به بعد هنگام طلوع و غروب آفتاب در اثر برخورد شعاع خورشید با این سد حمراها نمایان می شوند.

نقاره آفتاب زرد:

یکی دیگر از روشهایی که در قدیم در اغلب شهرها ازجمله در شهرستان یزد مردم توسط آن از نزدیک شدن وقت افطار باخبر می شدند صدای ” نقاره آفتاب زرد” بود. هنگامی که خورشید آخرین اشعه خود را از روی دیوارها و ساختمانهای شهربر می گرفت نقاره چی نقاره اش را به صدا درمی آورد و این نقاره به ” نقاره آفتاب زرد” مشهور بود. با شنیدن صدای نقاره مردم دست از کار می کشیدند و برای خواندن نماز و افطار کردن به مساجد و خانه هایشان رهسپار می شدند. بعضیها قبل از رفتن به خانه و مسجد به نیت غسل کردن به حمامهای عمومی که خزینه داشت می رفتند.

شبهای نوزدهم ، بیست و یکم، بیست و سوم و بیست و هفتم حمامها شلوغتر می شد و اکثر مردم علاقه داشتند قبل از افطار غسل مستحب به جا آورند.عده ای برای آن که زودتر موفق به غسل شوند و اول افطار نزد خانواده خود باشند قبل از غروب درون آب خزینه می رفتند و منتظر فرارسیدن وقت افطار می ماندند. به محض شنیدن صدای توپ و اذان سرشان را زیر آب می کردند و غسل به جا می آوردند. حمامی هم ظرف بزرگی از شلغم درشت و آبدار که به شلغم گاوی مشهور است سربینه حمام می گذاشت و به مشتریانی که برای غسل به حمام می رفتند تعارف می کرد و روزه را با شلغم افطار می کردند.

تا چهل پنجاه سال پیش هم در تهران هر روز به هنگام غروب افتاب طبل و شیپور” ورچین ورچین” می زدند؛ بدان معنا که کسبه و بازاریان اجناس و لوازم دکان خود را جمع و تعطیل کنند.

در ماه رمضان به جای طبل و شیپور” ورچین ورچین” برای آگاهی مردم از نزدیک شدن وقت افطار، طبل و شیپور خاصی می زدند.

افطار کردن

روزه داران برای ادای نماز مغرب و عشا به مسجد می روند و نذر می کنند. هر شب از طرف کسانی که نذر دارند و یا از درآمد موقوفه هایی که برای افطار معین شده است خرما، حلوا، شیرینی یا نان جو بین نمازگزاران تقسیم می شود و روزه داران گاه افطار مفصلی هم در خانه صرف می کنند.

آنهایی که در خانه نماز می خوانند اکثراً مقارن غروب وضو می گیرند و به نماز می ایستند. پس از نماز دعاهای مخصوص افطار را می خوانند. دعاهای افطار عبارت است از دعاهای :” اَللّهُمَّ لَکَ صُمتُ وَ عَلی رِزقِکَ اَفطَرتُ وَ عَلیکَ تَوکَلتُ”، “اَللّهُمَّ رَبّ النوُر العَظیم”، ” بِسمِ الله اللّهُمَّ لَکَ صُمنا وَ عَلی رِزقِکَ اَفطَرنا فَتَقَبَلَ مِِنّا اِنَّکَ اَنتَ السَمیعُ العَلیم”، ” بِسم الله الرحمن الرحیم یا واسِعَ المَغفِرهِ اِغفِرلی” و سوره مبارکه ” قدر” که بیش از دعاهای دیگر خوانده می شود.

پس از خواندن نماز و دعاهای افطار روزه خود را با لقمه ای نان جو یا دانه ای خرما باز می کنند. مردم معتقدند گشودن روزه با خرما و نان جو ثواب بسیار دارد زیرا خرما و نان جو خوراک حضرت علی (ع) و ائمه اطهار بوده است. بعضی ها هم برای بازشدن گلو و سینه با نوشیدن یک استکان قنداب ، چای یا نبات داغ روزه را می گشایند.

غذاهای افطار اغلب سبک و ساده است و روزه داران معمولاً از خوردن غذاهای سنگین پرهیز می کنند.

مردم جهرم هم افطار را با چند دانه خرما آغاز می کنند وعقیده دارند حضرت علی (ع) با خرما افطار می کردند و خوردن خرما را ثواب می دانند. شب دهم ماه رمضان هم عدس پلو می خورند. شب نوزدهم با نان خشک و گل آبشن افطار می کنند و معتقدند نان خشک و گل آبشن افطار حضرت فاطمه (ع) بوده است. همچنین شب بیست و سوم گل آبشن و نان جو و پیاز می خورند وبرای همسایگان هم می فرستند و می گویند این سه چیز خوراک حضرت علی(ع) بوده و حضرت غذای خود را به مستمندان می دادند و خود به نان جو کفایت می کردند.

در جهرم سر سفره افطار نان روغنی، نان فطیر خانگی و نان بازاری می گذارند و خرما و پنیر و یکی دو نوع مربا و حلوا هم به وفور دیده می شود. غذای افطار هم بیشتر کباب، شیربرنج، آش رشته و ” مسدووه” و به ندرت پلو می باشد.

افطاری دادن

افطاری دادن یکی از رسوم پسندیده است و آنهایی که توانایی دارند چند روز از ماه رمضان را افطاری می دهند و از روزه داران دعوت به عمل می آورند. افطاری دادن ثواب بسیار دارد و بسیاری معتقدند کسی که افطاری می دهد با ثواب روزه مهمانانش شریک می شود و خداوند اجر و مزد بسیار به او می دهد. بنا به همین عقیده یزدیها معتقدند هنگام افطار بهتر است هر کس سر سفره خودش باشد زیرا اگر بر سر سفره دیگران بنشینند ثواب روزه آن روز به میزبان می رسد. از طرف دیگر بسیاری از مردم یزد آرزو می کنند برای افطار مهمان داشته باشند تا اجر بیشتری ببرند.

آنان که توانایی چندانی ندارند و نمی توانند از روزه داران پذیرایی کنند اما معتقد و علاقه مند به افطاری دادن هستند خرما یا شربت یا نوعی شیرینی مثل زولبیا، گوش فیل یا نان و پنیر به مسجد می برند و بین دو نماز مغرب و عشا از روزه داران پذیرایی می کنند.

در مشهد هم رسم پسندیده افطاری دادن بسیار مورد توجه است و اغلب خانواده ها هم چند روز از ماه رمضان را افطاری می دهند. البته سعی می کنند افطاری دادن مصادف با شبهای احیا نشود تا به دعا و شب زنده داری آنها لطمه ای وارد نگردد. از ساعتی به غروب مانده مهمانان به خانه میزبان می آیند و در اتاقی که معین شده است می نشینند. به محض اینکه توپ افطار را انداختند و صدای نقاره از نقاره خانه حضرت رضا(ع) بلند شد جلو هر کدام از مهمانان یک سینی پیش افطاری که عبارت است از یک استکان آب جوش، چای شیرین، نان روغنی یا نان” قاق” و پنیر و مربا می گذارند. مهمانان پس از خواندن دعای افطار و سوره انا انزلنا با خوردن آب جوش و یکی دو لقمه نان و پنیر روزه را می گشایند و سپس به نماز مغرب و عشا می ایستند.

در اتاق دیگر سفره پهن می کنند و غذاهای افطار را در سفره می چینند. غذاها اغلب عبارت است از کته با خورش بادمجان یا قیمه، هویج پلو، آلبالوپلو، آبگوشت، حلوای آرد گندم، شله زرد، ” یخ در بهشت”، شیربرنج و فرنی. اگر تابستان باشد بعد از افطار با میوه و فالوده نشاسته یا فالوده انار یا فالوده سیب از مهمانان پذیرایی می کنند. وجود شیرینی و زولبیا هم سر سفره افطار از واجبات است.

در بجنورد هم شبهای ماه رمضان آنهایی که توانایی مالی دارند یا نذر کرده اند افطاری می دهند. معمولاً هرکس چند شب افطاری می دهد و هر شب دسته ای و صنفی را دعوت می کنند. مثلاً یک شب روحانیان، شب دیگر کارمندان و شبی هم تجار و بازاریها را دعوت می کنند. وقتی مهمانان سر سفره افطار نشستند جلوی هرنفر یک قوری چای کم رنگ قرار دارد و  قدری از چای قوری بزرگی که روی سماور در گوشه اطاق است روی قوری می ریزند و همیشه دو سه نفر مراقبند تا احتیاجات مهمانان را برآورند.

در روستای سرچاه تازیان بیرجند در اولین روز ماه رمضان، بسیاری از افراد معتقد و نذر دار موقع افطار مقداری خرما می برند توی کوچه های آبادی می گردانند و بین روزه داران تقسیم می کنند تا روزه شان را با آن خرما بگشایند.

اهالی سرچاه تازیان معتقدند نصف ثواب هر روزه داری که روزه اش را با این خرما باز کند از آن کسی است که خرما را تقسیم می کند. در خرانق یزد دو مسجد وجود دارد یکی مسجد “سرچشمه” و یکی مسجد” توده” یا مسجد ” جامع” که شبهای ماه رمضان از درآمد موقوفات در هر دو مسجد افطاری می دهند.

در خرانق، موقوفات زیادی از قدیم باقی مانده است از جمله موقوفه برای مواجب و خرج سال مؤذن، موقوفه روشنایی آبادی، موقوفه مسجد و روضه خوان، موقوفه خرج و پاپوش زوار امام رضا(ع) ، موقوفه عزاداری امام حسین(ع) و موقوفه افطار ماه رمضان و نماز عید فطر. این موقوفات بیشتر آب و ملک است و کسی که موقوفه ای در دستش می باشد موظف است در راهی که معین شده است از درآمد آن خرج کند.

از درآمد موقوفه برای افطار هر شب مقداری نقل یا خرما خریداری می شود و هنگام افطار بین نمازگزاران تقسیم می کنند. همچنین از این موقوفات شیرینی و گردو برای عید فطر می خرند و به مردم می دهند. اگر چیزی هم زیاد بیاید از آن خرجی پیشنمازی را که برای ماه رمضان دعوت می کنند می پردازند.

===============================

حراج ویژه سال ۱۳۹۵ را از دست ندهید

ارسال نظر